اسم و رسم   

۱. اسم: مصاحبه‌ی شرق با کورت ونه‌گات جونيور، پيش از هر چيز، مطمئنم کرد که اين بابا ديوانه‌ای دوست‌داشتنی بايد باشد؛ با همان قيافه‌ای که لابه‌لای سطرهای سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج دايما پای‌کوبی می‌کند.

۲. رسم: نشست‌های بررسی سير طنز در ادبيات فارسي، با حضور منوچهر احترامی، عمران صلاحي، ابوالفضل زرويی و اسماعيل امينی، در هفته‌های دوم و سوم مرداد سال جاری در دانشگاه صنعتی اميرکبير برگزار خواهد شد. همين امروز يا فردا برنامه‌ی دقيقش را برای رفقا خواهم فرستاد. شما را سفارش می‌کنم به رعايت تقوا و حضور در نشست‌های مذکور.

۳. [...]: نظم كلا چيز حال‌به‌هم‌زنی است. اين روزها مجبورم منظم باشم و جلوی آدم‌ها و متن‌های رنگ‌به‌رنگ هی سر خم كنم؛ اين روزها برای من مهلتی‌ كوتاه‌اند تا خودم و ادعاهام را آزمايش كنم؛ نانم را از راه علاقه‌ام دربياورم ... و حالا يقين دارم كه علاقه هم چيز عليه‌السلامی نيست! گاهی اسم‌ها و رسم‌ها آن‌قدر بوی گند می‌دهند كه به خير بودن خيرها هم شك می‌كنم. هذيان! اين روزها هذيان است كه بر همه‌ی زندگی من حكومت می‌كند؛ هذيان تنهايی خودم در خواب داوطلبانه‌ای كه توی بيدار شدنش مانده‌ام. آهای جماعت! شما را به خدا از آن‌چه حتی خواب غفلتش می‌پنداريد بيدارم نكنيد. من خسته‌ام. فقط می‌خواهم بخوابم. همين.

حتی تو، دوست عزيز!

لینک
   بهشت سابق   

بهشت برين در چشم‌های تو بود؛ عرضه نداشتی با سيل اشک نريزی‌شان پايين؟!

لینک
   در ستايش خويشتن!   

سپاس و ستایش، تقریبا از آن خدای تعالی‌ست؛ اگر چه بر حضرتش انتقاداتی نيز وارد است. چه، آن هنگام که جماعت مفت‌خور و متاسفانه عاقل آدمی‌زاد را می‌آفرید، احتمالا نمی‌دانست که چه دردسر ابدی برای خویشتن خلق فرموده. البته از ید قدرت او برمی‌آید که هر لحظه دلش بخواهد، نسل آدمی مذکور را با فشار یک دکمه - یا مدرن‌تر، با یک کلیک - از روی زمین و هوا بردارد. هم‌چنین، اکنون که ناگزیر به مصادیق بارز شرک و کفر آلوده گردیده‌ام، مثال‌های عمیق‌تری برای درج در پرونده‌ی احتمالی دنیوی یا اخروی‌ام - که به دلیل نیابت برادران مربوطه در قوه‌ی مربوطه از طرف خداوند، تفاوت چندانی نخواهد داشت - خواهم آورد. اگر خدا احسن‌الخالقین بود، چرا سیگار نکبت را ... .

*

هجدهم تیر ماه سال 1361 هجری خورشیدی، در شهرری مردی پای به عرصه‌ی گیتی نهاد که از همان نخست، نور نبوغ و درایت در ناحیه‌ی ناصیه و چند ناحیه‌ی دیگرش هویدا بود. وی، از همان بدو تولد، هرگونه دخالت خود را - اعم از سببی و نسبی - در حادثه‌ی هجدهم تیر ماه 1378 به شدت رد کرد؛ اما به دلیل بخش‌نامه‌ی محترمه‌ی شورای عالیه‌ی امنیت ملی، اکنون از بزرگ‌داشت تولد خود نیز منع شده. با تمامی این مشکلات، او هرگز از بزرگ شدن دست برنداشت و پله‌های کمال و ترقی - و نیز بزرگ شدن به معنای فیزیکی کلمه - را دو تا یکی طی نمود.

*

فارغ از تملق و تکلف، زادروز هر انسانی هم عزای سال‌های رفته‌ی عمر اوست و هم شادی پشت سر گذاشتن یک سال دیگر، به کوری چشم روزگار! با خدای خود عهد کرده‌ام که دلی نشکنم و نگذارم دلم را بشکنند! کاش بر این عهد استوار بمانم.

لینک
   امام‌رضا!   

این جا مشهد ... رضاشهر. کافی‌نت هم نعمتی‌ست در این غریبی بی های و هوی و شلوغی حرم مطهر. امام رضا اگر گیرنمی‌آید در این n کیلومتری حرم، لااقل امام‌زاده اینترنت را باید چسبید!

*

جای همه‌تان خالی‌ست ... اگر چه دلم برای کسی تنگ نمی‌شود.

*

تولد اين‌جانب هجدهم تير ماه است و اورکات عزيز سوتی داده!

لینک
   شب شعر طنز   

يک‌شنبه ۷ تير ماه، شب شعر طنز در حلقه‌ی رندان در تالار انديشه‌ی حوزه‌ی هنری از ساعت ۱۷ برگزار می‌شود.

نشانی: تقاطع خيابان‌های حافظ و سميه، روبه‌روی دانشگاه اميرکبير

لینک
   بدون عنوان   

سيستم از پنج‌شنبه پکيده. بدنم درد می‌کند؛ واجب بود سری به کافی‌نت بزنم!

*

حالم خوب است يا بد؟

لینک