روز مبادا...   
سلام.
*
انگار قصه‌ي دربه‌دري ما پايان ندارد ... تمام عمر، آوارگي از خود و روزگار ... حالا هم خانه‌مان ـ خانه‌ي تازه‌مان ويران شد!
ولي حرف مرد يکي‌ست...فعلا اين‌جا مي‌نويسم!
*
عمري‌ست لبخندهاي ... خود را در دل ذخيره مي‌کنم
باشد براي روز مبادا
اما گويي در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست!!!

( پدر شعر درآمده! نقل به مضمون کرده‌ام!!! )
لینک