عاشقانه ...   
پا به پاي هم
تمام راه‌ها را با هم پيموديم؛
عاشقانه و بي هيچ شکايتي از رندي روزگار،
سکون همه‌ي کاروانسراهاي جهان را از برابر چشمان خويش گذرانديم،
تا مبادا خستگي غرور، وسوسه‌ي نشستن به دلمان بيندازد؛
حالا من مانده‌ام و تو.
{ کسي ديگر اين همه حماقت عاشقانه را تاب نمي‌آورد! }
چشم به افق خواهيم دوخت،
و از عاشقانه‌ترين طلوع آخرالزمان لذت خواهيم برد؛
طلوعي به زيبايي آن همه پايداري ...
فقط خواهشي:
لطفا ديگر از روي دوشم پياده شويد، معشوق عزيز!
لینک