Turkish Chat   

دیشب دوستی دعوتم کرد به یکی از چت‌روم‌های یاهو، التماس دعا و کمک داشت که هر شب دعوتش می‌کنند آن‌جا و توی گوشش آن‌قدر می‌خوانند که ... چشمتان روز بد نبیند؛ از در که رفتم تو، دیدم برادری با صوت داوودی، در دستگاه آذری (!) زده زیر آواز و حضار، فریادهای یاشاسین و ها بارک‌الله! به صـور کتبی و شفاهی پرتاب می‌کنند... چند دقیقه‌ای که پنهان ماندم، دیدم نمی‌شود آن‌جا ساکت ماند و در غربت شفاهی دوستان، جایی برای لر ِلرستان ندیده‌ای چون من نیست... همه‌ی آبا و اجدادمان آمدند و ازشان سان دیدیم، ولی هر چه توی گنجینه‌ی خاطرات‌مان گشتیم، یادمان نیامد که کدام جدمان ترک بوده. گریختم، گریختنی! در حین فرار، چشمم به نام روم افتاد: آذربایجان اوشاخلاری (یا شبيه آن) !!
ولی ما همیشه دغدغه‌ی کار فرهنگی داشته‌ایم؛ فکرش را که می‌کنیم، می‌بینیم نمی‌شود بی‌دغدغه از کنار این مسایل گذشت؛ لذا با قصد قربت و برای آگاهی عموم، آگهی فوق در انظار عموم به نمایش گذاشته شد.
لینک