اطلاعیه‌ی دفتر ملک الموت   

یادی از جوانی !!!

سلام. چند روزي نبودم؛ دوشنبه شب، پسر دايي گل و گلاب، سيم مودم را به شبکه‌ي سراسري برق جمهوري اسلامي متصل نموده، دود از کله‌ي مودم و گوشي تلفن بلند فرموده، خط تلفن را تا همين عصر ديروز منقطع کرده، دل ما را به درد آورد و ما با دلي ناآرام و قلبي نامطمئن و روحي داغان و ضميري سوخته (!)، تا آستانه‌ي مرگ رفتيم و برگشتيم ... اين که چرا متن سياسي شد، به خودم و تولدم در هجدهم تيرماه مربوط است! سرانجام، گوشي تلفن سوخت و مودم سالم ماند، بعون‌ الله الملک الاعلي!

*

رفقا شرمنده‌مان کرده‌اند با کامنت‌هاشان. خدا کند که نپوسد دل و بال‌شان! سر فرصت به همه سر مي‌زنم و از خجالت درمي‌آيم.

*

و اما، هفت‌سنگ هجدهم را حتما بخوانيد که ستون‌هاي اين شماره‌اش خواندني‌ست. قصه‌اي هم از من هست با نام انتخابات، که تقديمش کرده‌ام به حضرت غلام‌حسين ساعدي ... حتما بخوانيدشان و نظر بدهيد. ضمنا، نظرخواهي

مربوط به ستون‌ها را هم اگر توانستيد پاسخ دهيد که نور چشم را زياد مي‌کند!!!

سیامک عزیز هم بالاخره سایتش را به راه انداخت ... ما همیشه شاگردی کرده ایم و از افتتاح مدرسه‌ی نو خوشحالیم!

*

 

فعلا حرفي نيست جز:

 

هر چه گفتيم جز حکايت دوست

در همه عمر از آن پشيمانيم

لینک