برای « مادر پدرش » و مادرم ...   

از هر آسماني که روي زمين هست،

يک سهم براي مادرم کنار مي گذارم ...

تا براي هر چه زخم در دلش هست،

مرهمي بسازد.

*

براي مادرم آوازهاي نخوانده زياد دارم ...

گريه هاي افشا نشده!

غصه های خيلي محرمانه!

*

براي خورشِد خانه مان، چراغ نخواهم آورد ...

ابرها را پس خواهم زد!

لینک