سلام.
*
1- تسليت
جناب آقاي اكبر مستعان نژاد
شقايق هم بوي او را مي‌داد كه ناگهان پژمرد…اما زيستن ناچار را مي‌بايست زيست؛پس بهتر مه غم را تاب آوري.مصيبت از دست دادن ابوي گرامي‌تان چنان غمگينمان نمود كه تار و پود تاب و قرارمان از هم گسست؛مبادا گمان كني دل اهورايي‌ات ديگر تاب زيستن ندارد،نازنين.
از طرف:خصايل‌نسب-عاطفه‌پور-كارخانه‌ي روغن نباتي زيتون

2-تبريك
جناب آقاي اكبر مستعان نژاد
ناز نگاهت چنان دل از كفمان ربود كه گويا عشق را تو به ما آموخته‌اي،اي عزيز…با دلمان چنين مكن كه تاب و قرار از دل و جان و زبانمان مي‌رود.
لياقت جنابعالي در تملك و سر‌پرستي باغ سه‌هزارهكتاري كرج،كارخانه‌ي روغن‌كشي شهريار،مجموعه‌ي تفريحي-فراغتي آمل،كشتي باري اهورايي در خليج فارس،گاوداري اروندرود و …،حق مسلم و ثمره‌ي خدمت صادقانه‌ي شما به مرحوم ابوي است؛دلت را به ما گرم بدان.
از طرف:خصايل‌نسب-عاطفه‌پور-كارخانه‌ي روغن نباتي زيتون
لینک