در نعت عاقل بودن !   

سلام.
*
مختاريد كه بخنديد يا گريه كنيد‏‏، حضرات! سنگ اما به سرم نخورده. بگوييد فلاني دوباره قر و قميشش گرفته كه كامنت‌هاي عرض ارادتش تلنبار بشوند و دوباره برگردد و كوك ناله و خنده از نو ... مدت‌هاست كه اهل ناز و ادا هم نيستم ... ناز و ادا براي جماعت معشوق است يا عُـشاقي كه هنوز عاشق نشده، شكست عاطفي خورده‌اند! من اما ـ تو كه هستي كه شده‌اي « من سرا » ؟! مرده‌شوي! ... به خود خدا قسم روزگارم از اين وقت‌ها برايم نگذاشته. نوبتِ عاشقي را مي‌گويم‏، كه دوستان بر سر تفهيم اتهام، اين يك گزينه‌ي هميشگي را از فرم دادخواست من حذف كنند ... آخر اگر ساكت بمانم، مثل هميشه‌ي خدا يا شايد هميشه‌ي ابليس ِ اين شهر، سكوت مي‌شود علامت رضا ... بي‌ آن كه ببينند راضي ِ ساكت ِ سربه‌زير زنده است يا مرده‏؛ زبان دارد يا لال است!
خدا آرش عزيز (!) را لعنت نكند كه با اين تكه آهنگي كه فرستاد‏، دوباره دل ما را به هوس گريستن انداخت ... شما كه مي‌داني ما براي گريه كردن بهانه‌اي نمي‌خواهيم ... امام‌زاده‌ي نوسازي (!)، سوت ِ ناسوتي (!)، يا هواري با هواي روضه براي‌مان بس است تا ضجه بزنيم، ضجه زدني! نفرست از اين‌ها، گلكم!
الان حميد سر مي‌رسد و نسخه‌هاي زندگي عاقلانه مي‌پيچد ... خاطرت جمع! تصميم گرفته‌ام عاقل باشم و سربه‌زير؛ دست ِ دل از پاي استدلال خطا نكنم، تا مبادا تئوري‌هاي حضرات روان‌شناس نادرست از آب دربيايد. فقط فرصت بدهيد اين چند ليتر خون ِ مسموم ِ شاعرانه و رمانتيك را عـُـق بزنم و ... خلاص! به قول امير، يك‌بار هم بايد حاجي بميرد تا شتر ماجرا خلاص شود!
من عاقل شده‌ام! دارم درس مي‌خوانم؛ جزوه كپي مي‌كنم؛ تمرين تحويل مي‌دهم؛ سر به بيابان ِ اشك نمي‌گذارم؛ نگاهش هم نمي‌كنم؛ سر ِ ماه و خورشيد و مهرباني و گنجشك‌ها و ليلا هم به گور! جنازه‌ي دل‌مان هم نثار ِ سگ‌هايي كه هميشه كارشان پاره كردن روياي عابرهاست!
*
ابروي قالب بي‌نوا درست كه نشد، هيچ ... كور شد و عصاكش صاحبش! يكي بايد مددي كند!
*
به آبروي اين سحرهاي عجيب قسم، من عاقل شده‌ام!

---------------------------------------------------------------------------------------------

اولين شماره از دوره‌ی دوم نشريه‌ی هفت‌سنگ

مطلبم در ۷سنگ

لینک