قضيه‌ي دو طرفه   

پس از هفت ترم تحصيل بي دردسر و بي عيب (!)، در يكي از معتبرترين دانش‌گاه‌هاي سياسي ـ علمي اين مرز و بوم هنوز پرگهر، امروز با ديدن يكي از رفقاي هم‌دانش‌كده‌اي به يك قضيه‌ي دو طرفه‌ي محكم درباره‌ي رابطه‌ي عاشقي و فعاليت سياسي رسيدم.

( نكته‌ي مهم: به جاي كلمه‌ي سياست، مي‌توانيد يكي از گزينه‌هاي زير را انتخاب كنيد:
 1ـ تلاش براي تحقق حاكميت خدا بر مردم، يا اگر توفيق حاصل شود، حاكميت مردم ـ به ويژه نايبان بر حق ذات باري‌تعالي بر حضرت باري‌تعالي نام‌برده و مردم مذكور!
 2ـ عربده كشي به قصد قربت
 3ـ علم كشورداري و مردم‌سالاري، آن‌گونه كه تفكر و كلا مسايل مربوط به عقل و شعور و اخلاق آدمي در آن دخالت داشته باشد.
 4ـ عرق خوري، دوا خوري، خوردن برخي چيزها، يا حتي نخوردن بعضي چيزها، به ياد مظلومان دربند و ياران دبستاني دور از شادي و بهار و آروغ مانده.
5 ـ راه و روش تاراندن هر گونه جماعت معترض، با كم‌ترين هزينه، كم‌ترين سر و صدا و درد و خون‌ريزي حداقل!
6 ـ شعار دادن، صدور پياپي بيانيه‌هاي قاطع، برگزاري تريبون، بستن بازوبند ... و به طور كلي، اداي تكليف از راه فرياد.
7 ـ و غيره. كه به حق اين مورد آخر، اصلي‌ترين و گسترده‌ترين معناي فعاليت سياسي را در خود دارد. )

اين قضيه مي‌گويد بيش‌تر دانش‌جوياني كه در عشق و عاشقي ناكام مي‌مانند، به سرعت روي به فعاليت‌هاي سياسي مي‌آورند؛ هم‌چنين آن‌هايي كه در فعاليت‌هاي سياسي، از ناحيه‌ي روح و روان، يا هر جايي نزديك به آن، ضربه‌ي روحي بخورند، فورا عاشق اولين شاه‌دخت سر راه‌شان مي‌شوند.

تمرين: نشان دهيد دانش‌جويي كه هم در عشق، و هم در سياست به بن‌بست رسيده باشد، چه خاكي مي‌تواند بر سرش بريزد؟

*

  « جايگاه كنوني طنز در مطبوعات ايران، جايگاهي بي نظير و ارزشمند است. آن قدر ارزشمند كه هيچ نشريهاي به طرف آن نميرود! » كيومرث صابري فومني (گل‌آقا)

 « جمعيت ما تقريبا اندازه‌ي جمعيت تركيه است و اصلا خوب نيست كشوري با تقريبا هفتاد ميليون جمعيت نشريات طنزش اين قدر ناچيز باشد.شايد رويدادها آن قدر خندهدار است كه ديگر نيازي به نشريه‌ي طنز نيست! »  عمران صلاحي

 « ما در زمينه‌ي رشد مفاهيم طنز پيشرفتي نداشتهايم؛ چرا كه طنزپردازان ما پا به پاي سطح توقع مردم پيش نيامدهاند. طنزپردازان ما در زمانه‌ي حاضر هيچ ميلي به افزايش معلومات خود ندارند. » ابوالفضل زرويي نصرآباد

 دوست زياد ناديده‌ي عزيزم، فرورتيش رضوانيه، در دو شماره‌ي شنبه و يك‌شنبه‌ي روزنامه‌ي شرق، نظرخواهي خواندني‌اي ارايه كرده است از كساني كه در عرصه‌ي طنز ـ به ويژه در مطبوعات سال‌هاي اخير ـ كارها كرده‌اند و صاحب سبك شده‌اند. مطمئنا چنين كاري كامل‌تر مي‌بود، اگر حضرات لطف مي‌كردند و راه حلي هم پيشنهاد مي‌كردند. به نظر شما، مردم ما بيش‌تر به طنز مايل و محتاج‌اند، يا به فكاهه؟

لینک