ترکه‌ی آلبالو   

يک: هفت‌سنگ هفتم، رنگ و بوي جشن‌واره‌ها را دارد. قصه‌ي مرا هم مي‌توانيد اين‌جا بخوانيد؛ خودم اين يكي را خيلي دوست دارم.

 دو: بر همگان واضح و مبرهن است که وقتي مقام معظم با کلام فصل‌الخطاب خويش، تکليف انتخابات را معلوم مي‌کنند، ما بايد در انتخابات آزاد، رقابتي و پاستوريزه شرکت نماييم. ضمنا گوسفند زنده موجود است.

 سه: استاد منوچهر احترامي، مدت‌هاست از صفحه‌ي بچه‌هاي مرحوم هفته‌نامه‌ي گل‌آقا تا صفحه‌ي مخصوص‌شان در هفته‌نامه‌ي فعلي بچه‌ها ... گل‌آقا، نوشته‌هاي لطيفي با عنوان بچه‌ها ... من هم بازي مي‌نويسند. به تازگي کتابي از اين نوشته‌ها به بهانه‌ي بچه‌ها ـ و در واقع براي بزرگ‌ترها ـ منتشر شده است. برخي از اين داستانک‌ها آن‌قدر سهل و صيقل خورده‌‌اند و در عين حال پربار، که شک مي‌کنم اين‌ها به قلم يک مرد شصت ساله است!  هر چند تصويرگر مشتاق کتاب، سخت تلاش کرده که اگر خدا توفيق بدهد، شل سيلوراستاين ثاني بشود (!)، و اين ترديد ممکن است براي خيلي‌ها پيش بيايد، اما چندي پيش از خود آقاي احترامي شنيدم که بعضي از اين تکه‌ها در دهه‌ي چهل در راديو و براي بچه‌ها اجرا مي‌شده. اين كتاب مي‌تواند عيدي خوبي براي همه باشد.

 آقاي ناظم ترکه‌ي آلبالو را از درخت مي‌چيند.

آقاي ناظم ترکه‌ي آلبالو را در حوض مي‌اندازد و دو روز صبر مي‌کند تا خوب خيس بخورد.

آقاي ناظم ترکه‌ي آلبالو را در هوا تکان مي‌دهد.

ترکه‌ي آلبالو در هوا صدا مي‌کند.

بچه‌ها ساکت مي‌شوند و صدا از کسي درنمي‌آيد.

ترکه‌ي آلبالو به آقاي ناظم مي‌گويد: « آقاي ناظم! اگر مرا نچيده بودي، امسال برايت يک عالمه آلبالوي خوش‌مزه مي‌آوردم. »

لینک