سلام
*
دختره بعد از هیجده بار رفت و آمد به خونه ی آشنای عموش اینا بالاخره گواهینامه شو گرفت ... روز اول که از ذوق بیرون نیاوردش روز دوم هم سر کوچه تقی زدش به یه وانت . باباجونش عصبانی شد هم ماشینو گرفت هم حالشو .

آبجی آزاده

داداش حمید

آقا مهاجر
لینک