گاوخونی را ديدم بالاخره؛ تقريبا همان چيزی بود که انتظارش را داشتم. پيش از هر چيز بايد جرات افخمی را ستود، از بابت سينمايی کردن متنی که سخت است تصوير کردنش ... اما نمی‌دانم چه لزومی داشت که يک‌سوم آخر را با دوربينی از زاويه‌ی ديد دانای کل گرفت؟ اما بايد به اعجاز سينما هم ايمان آورد! تکه‌هايی از قصه‌ی مدرس‌صادقی را فقط سينما می‌تواند وصف کند.

فقط حرکت غيرورزشی افخمی در پاستوريزاسيون قصه، کمی ادم را قلقلک می‌دهد!

*

خسته‌ام فلانی.

لینک