نشر ماه‌ريز گزيده‌اي از طنزهاي وودي آلن را منتشر كرده، با ترجمه‌ي محمود مشرف آزاد تهراني ( و دقيقا هم به همين درازي؛ سوء‌تفاهم نشود البته كه اسمش را گفتم! گفتم نكند م.آزاد باشد؟ ) كارهاي تك‌وتوك قشنگي توش هست كه به دل آدم مي‌نشيند؛ اما باقي، انگار بدجوري آدم را توي خنس غريبگي با دنياي آمريكايي‌ها مي‌اندازد؛ پر از اسم‌هاي عـَــلــَـم و اشارات تاريخي واقعي و ساختگي، و به بي‌نمكي جوك‌هاي انگليسي، عينا. آدم حس مي‌كند طرف، انگار از تعريف طنز فقط تناقض‌هاي شاخ‌دارش را فهميده. ( حال مي‌كنند خوانندگان كه چطور از وودي آلن هم عبور كردم؟ ) دارم خودسازي مي‌كنم (!) كه نكند داغ بودن آتشم براي ترجمه‌ي طنازي‌هاي غيرفارسي، جوگرفتگي خالصانه‌اي بوده؛ و حس كردم تازه اين مترجم درازنام (!) هم بايد كلي ايرانيزه و اسلاميزه كرده باشدشان؛ جايي از مقدمه‌اش آورده بود كه " بله؛ دو نمايش‌نامه به نام‌هاي خدا و مرگ را نيز حذف كردم، قربة الي الله ... ".

با اين همه، كتاب تكه‌هاي خواندني زياد دارد؛ به خصوص آن‌جا كه محتوا از فيلتر ترجمه دررفته و شيريني‌ش باقي مانده:

 

" يك بار ديگر سعي كردم خودكشي كنم. اين دفعه دماغم را خيس كردم و كردم توي سرپيچ لامپ؛ متاسفانه سيم اتصالي كرد و فيوز پريد و فقط يخچال را زدم چپه كردم. من هنوز در انديشه‌ي مرگ، ماتم گرفته‌ام. آيا زندگي پس از مرگ هم وجود دارد؟ و اگر دارد، آيا مي‌شود آنجا بيست‌و يك بازي كرد؟ "

ص 49

من و وودي!

تمام گرفتاري‌هاي ما از آمريكا و ترجمه است؛ و در زمينه‌ي طنز، اين خلا ترجمه‌ها و آشنايي‌ها با طنزپردازان آن‌طرفي، چند برابر. واجب است بر مترجمان كه روزي سه صفحه ترجمه كنند از طنزهاي مطابق با شعور ما! باشد كه مقبول درگاه ما قرار بگيرد.

لینک