جامعه شناسي اولترا پست‌مدرن

يا

جامعه در انديشه‌ي عملي و نظري آقا نظر

 

 

_ بهش گفتم بخواب بابا! يه‌كاره اومدي مث همه‌ي اين عملياي دور و برت، گردنت‌و كج كردي كه " آتيش داري بابا ؟ " منم گفتم جماعت سيگاري به آتيش زنده‌س؛ دلم برات سوخت ... وگرنه، ما اين روي سگ‌مون‌و يه دقه هم كنار نمي‌ذاريم، مبادا اين مويز كيشميشا واسه ما پاچه‌گير شن. گفتم جمع كن برو، تا نزدم بساط پك‌ و‌ پوزت‌و انـژكسيون نكردم، ريقو فرنگي! مرتيكه‌ي شاختاردونتسك، اومده واسه‌ي ما قپي مياد كه " صداي راديوت بلنده شبا " خوب بلنده كه بلنده؛ تازه بلنده‌شو نديدي جيگر! اُزگل پشندي، فكر كرده اين‌جام دانشگاي خراب‌شده‌شونه كه مي‌رن از بي‌كاري بالاي سكو زر مي‌زنن، چار تا دختر ترشيده‌ي منتظر شوهر هم واسه‌شون هورا مي‌كشن، كف مي‌زنن ... نه جونم! دوره‌اي كه واسه ما بيبيب هورا مي‌كشيدن، ما بانك آتيش مي‌زديم، ماشين دولتي چپه مي‌كرديم، شوما پشت بابات داشتي يه قل دو قل با فرشته‌ها بازي مي‌كردي!

نقل يه روز دو روز نيست حاجي جون! آدم وقتي چل سال روزنومه‌فروشي كرد تو تهرون، ديگه پرونده‌ي آمار خشتك يكي يكي اين ملتم دستش مي‌آد؛ اين جماعت ها، خداه بالاسر شاهده، اگه يه ذره باد تند بياد، آقا ننه‌شون‌و كه رو دست بلن كردن، مي‌ندازن زمين و كلاشون‌و مي‌كشن گـــَـل ِك**‌شون مي‌دون كه سوراخ سمبه‌هاشون اوف نشه! آزادي كدوم خريه افندي؟ اينا همه‌شون دنبالِ نگارن بابا! دختراش ميان دانشگاه، سر دو ماه نشده چادُر مادُر گــِـرد، پي تور كردن يه چــُس‌مثقالي مث خودشون؛ پسراشم تا ميان، سيگار به دست واي‌مي‌سن جلو ساختمون، موهاشونم يه من چرب مي‌كنن شايد يه جيگر ترشيده‌اي يه خري براشون كف كنه ... همين خوابگا روبرويي رو مي‌بيني؟ تموم دانشجوهاش عملي و بنگي و علفي‌ان؛ نه والله، آمار همه‌شون‌و دارم حاجي! يارو           پاشو مي‌ذاره بيرون، از صدمتري مـُف‌مُـفِش داد مي‌زنه چقدر علف بار زده كه بتونه وايسه سرپا ... كجا؟ همين دور و بر، واسه قاقاخري يا تلفن به گل‌پري!

پهه! پَ چـِـت شد؟ بابا تو هم جون نمونده واسه‌ت ... بيا جلو دو تا دود بگير، ب**ش تو غم و غصه‌ي دنيا ... بيا حاجي، بيا! دنيا دود سيگارته ... .

لینک