خجسته باد نام تو   

خجسته باد نام خداوند نيکوترين آفريدگاران

و خجسته باد نام تو

که نيکوترين آفريدگانی

از تو در شگفت هم نمی‌توانم بود

مور چه می‌داند که بر ديواره‌ی اهرام می‌گذرد

يا بر خشتی خام ...

شب‌ از چشم‌ تو، آرامش‌ را وام‌ دارد
و طوفان‌ از خشم‌ تو، خروش‌ را
كلام‌ تو، گياه‌ را بارور مي‌كند
و از نفست‌ گل‌ مي‌رويد
چاه، از آن‌ زمان‌ كه‌ تو در آن‌ گريستي، جوشان‌ است‌
سحر از سپيدهِ چشمان‌ تو، مي‌شكفد
و شب‌ در سياهيِ آن، به‌ نماز مي‌ايستد
هيچ‌ ستاره‌ نيست‌ كه‌ وامدارِ نگاهِ تو نيست‌
لبخند تو،
اجازهِ زندگي‌ست!


در سايه‌سار نخل‌ ولايت‌ ، علي‌ موسوي‌ گرمارودي‌

لینک