روز جهانی ايدز   

1

به قول دوست گرامي‌مان، روز جهاني ايدز بر تمامي مسلمين مبارك باد!

 

2

ترحم ... خودت مي‌داني كه من، هرگز زباله‌ي كينه را در دلم نگاه نداشته‌ام؛ تو، خود به قولي وفا نكردي كه پايدار بودنم در آن را مي‌خواستي. بشكه‌ي كشمكش‌هاي عوعووار را از آن طرف باز كرده‌اي، ملوسكم! آن‌جا را از فضولات انباشته‌اند!

نفرين، مال دوره‌ي پيرزن‌هاست؛ مدرنش آن مي‌شود كه دعا كنم هرگز از اين پيله‌ي خودتنيده‌ي ترس و بلاهت توامان، بيرون نزني.

 

3

آسمان تهران، اين روزها آبستن هست؛ اما ديده‌اي زن‌هايي كه نوزادشان سر زا مي‌رود يا سقط مي‌شود، چه تلخي هميشگي‌اي به جان‌شان مي‌افتد؟ انگار چشم‌هاي آسمان تهران هم به نفرين سقط دچار شده، كه نمي‌بارد؛ تلخ و دل‌گير و گرفته و دل‌آزار.

ديشب سخت هوس برف كرده بودم؛ گويي وياري به جستجوي زادني! سوز سرماي اين‌جا، حسرت برفي‌ست كه جايي ديگر، آدم‌برفي‌ها از آن ساخته‌اند.

 

4

مي‌خواهم تكاني بخورم؛ حالا اين هيكل n كيلويي را كدام زلزله‌ي پدر و مادر دار مي‌خواهد بلرزاند، خدا مي‌داند! غايب شدن از كلاس‌ها، خودكفايي در عشوه‌گري و خنديدن به آدم‌هاي منظم هم عالمي دارد!

 

5

براي يك مجموعه‌ي طنز ( و جدي )، دارم كارهايي در هجو معشوق سابق و در ذم عاشقي را جمع مي‌كنم؛ مي‌توانيد بگذاريدش به حساب شكست عشقي – فني‌اي كه هرگز در عمرم نداشته‌ام! رفقا كارهاشان را جمع و جور كنند؛ مفصل‌تر خواهمش گفت.

لینک