نگرشی احساسی–نیمه‌حماسی بر بازی ایران و بحرین   

 

 

1- همیشه همین‌طور بوده؛ بازی‌های تیم ملی با الله‌اکبر و نمی‌دانم کی بوقچی و ذکر رشادت‌های تاریخی در برابر مالدیو قهرمان شروع شده و با ذکر مصیبت و کارشناسی‌های برادرانه تمام؛ البته این بار به خاطر اتمسفر پرفشار حماسه و غیره، تیم ملی در آستانه‌ی خلق یوم‌الله 21 بهمن بود، که توفیق حاصل نشد.

2- شوهرعمه‌ی خانوادگی نگارنده، که سرد و گرم روزگار را تا اذا بلغت الحلقوم چشیده‌اند، هرگز تحلیل‌های اجتماعی – فنی – سیاسی – اقتصادی خود را از ما دریغ نکرده‌اند؛ ایشان در آخرین تماسی که با نگارنده داشتند، عنوان فرمودند دستور از بالا رسیده بود که بازی مساوی شود؛ چون اگر برد یا باختی اتفاق می‌افتاد، آن‌وقت قر و فری که در کمر ملت همیشه در صحنه فراوان است و همیشه مي‌دانند کجا بریزندش، پیش از روزی که باید، ریخته می‌شد. البته برای رعایت انصاف، باید ذکر کنم که سردی و گرمی هم زیاد به ایشان اثر می‌کند. (منظور از ايشان در اين‌جا، همان شوهرعمه‌‌ی گرامی‌ست. )

3- کدام روی اعصاب‌تان بیشتر راه رفت؟ تقدیم‌های دم به دقیقه‌ی LG   یا صدای دهل و سنج و آواز بحرینی‌ها در ورزشگاه؟ پاسخ‌های خود را به صندوق پستی سیمای جمهوری اسلامی ارسال کنید، تا به قید قرعه برنده‌ی یک ساعت دیواری با آرم شبکه‌ی سوم بشوید.

4- حمد و سپاس تا اطلاع ثانوی خدای تعالی راست، از آن رو که عادل فردوسی‌پور هم، در لحظات حساس بازی، تاکید بر شرکت در لیل‌الله هلهله و تکبیر و نیز، شرکت در راه‌پیمایی 22 بهمن را فراموش نکرد.

5- صد بار به بابام گفته‌ام که حواسش جمع باشد؛ قوطی قرص‌هام زودبه‌زود خالی می‌شود.

لینک