به‌قول عباس: ستاره‌ی من نيست...   

ستاره؟

خودم دیده‌ام که بهار دارد می‌آید؛ صدای پای بهار را خودم شنیده‌ام ... دروغ نمی‌گویم، به شکوفه‌های ریز درخت‌های کوچه‌مان قسم!
حالا تو هی بنشین و ناله و نفرین و غیره کن؛ ستاره‌ها که درآمدند، سهمت را از آسمان می‌چینم و می‌گذارم کف دستت! خيلی خوب ... چند تا شکوفه هم روش؛ راضی شدی؟ حالا می‌مان... حالا می‌روی ديگر؟

لینک