" آقای معاون خواندن گزارش را تمام کرده بود. گفت: وظیفه ما فقط بازیافت زباله است، نه چیز دیگر.

کارشناس گقت: من ترسیده بودم. به علاوه، ملاحظات انسانی هم در کار بود.

آقای معاون گفت: یادتان باشد که مقررات قانونی بر روابط ما حکومت می کند، نه ملاحظات انسانی.

کارشناس گفت: شما به مش خلیل که یک دم جنبانک را از توی برف نجات داده بود، پنجاه ساعت اضافه کار دادید.

آقای معاون گفت: دم جنبانک چه ربطی به انسان دارد؟ دمجنبانک از حیوانات حفاظت شده است و ما وظیفه داریم که با انجمن حمایت از حیوانات همکاری کنیم و دم جنبانکها را از مرگ نجات بدهیم. اما وظیفه نداریم که از توی زباله آدم بازیابی کنیم.  "

 

بخشی از زباله را کجا باید تخلیه کرد  /  منوچهر احترامی

ماهنامه‌ی گل‌آقا  /  اسفند 1383

 

*

 

رویا صدر، طنزنویس نه چندان جوان ماهنامه‌ی گل‌آقا، چند وقتی‌ست که بی‌بی گل را به راه انداخته؛ اگر چه گاهی تا سرحد انفجار، از طنزهای فوق اشباعش از کلمات عبوس بالای دکترا (!) سرم سوت کشیده، اما خیلی از متن‌هاش تکه‌های ظریفی دارند که مشخص می‌کنند کار، کار بی‌بی گل است؛ وبلاگ نه چندان منظم اما خواندنی‌اش را از دست ندهید.

 

*

 

حالا که یادی از زندگان سرزنده کردم، حیفم آمد از طنز و کاریکاتور حرف نزنم؛ نشریه‌ی فکاهی قدیمی، که سال‌ها پیش خواننده‌ی ثابتش بودم و می‌دانم حالا هم طرفداران زیادی دارد؛ توی این قحطی نشریات طنز، کار جواد علیزاده سخت غنیمت است؛ به ویژه آن که گاهی می‌شنوم با چه مصیبتی نشریه‌اش را سرپا نگه‌داشته؛ برخلاف خیلی‌ها که خودشان و نشریه‌شان را فقط پول " سر پا گرفته " !

لینک