طرف (1)

من واقعا تعجب می کنم که شما با این همه استعداد و با این چهره ي هنری که هر تیکه ش یه دنیا حالت و احساسه ... اون چشما که غم و شادی رو به بهترین صورت نشون می ده ... وای ! خدای من ! این بینی کاملا مناسب میمیک صورت اون نقشیه که می تونه نقش منو تکمیل کنه ... شما چه يور تا به حال توی سینما کار نکردین ؟!
من جدا کم آوردم ... جلوی این دریای احساس و شخصیت والا دارم از خودم بیخود می شم ؛ یعنی واقعا شما فیلم سینمایی کار نکردین تا به حال ؟! البته منم مثل شما صحنه ي تئاتر رو مقدس تر از پرده ي سینما می دونم ، ولی ... شما واقعا یک استعداد کشف نشده این ؛ شما خیلی خوب می تونین نقش منو تکمیل کنین ... ما می تونیم یه زوج هنری خوب باشیم : دو تا ستاره ي مطابق هم توی عالم بازیگری ... نه ! منظورم فقط بازیگریه ، سو تفاهم نشه ها ... همه ي حرفم همین یه کلمه س : صداقت ... بله ! در چشمان پرفروغ شما یه جور صداقت بدجوری خودشو تکون تکون می ده و سوسو می زنه ... من حس می کنم اصلی ترین جان مایه ي هنر ، صداقت و اعتماده ... و شما هردوی این خصوصیات رو دارین ... بله ؟! ... بله ! من هم مثل شما چنین برنامه ریزی ای دارم ، البته کمی متفاوت ... خوب اختلاف مسلم نمی تونه مانع پیوند هنری ما با هم بشه ... بله ؟! یعنی ... یعنی فعلا قصد ادامه ي کار ندارین ؟! ... این واقعا کم لطفیه به تمام دنیای هنر ... خواهش می کنم چند لحظه حرفامو گوش کنین و بهش فکر کنین ... اه ! کجا تشریف می برین ؟! شما رو به خدا ... من به اون جاذبه ي هنری خالص وجود شما دل بسته بودم ... اه ... .
لینک