سلام .
*
این اینترنت فقط اعتیاد می آورد ... می نشینی پایش و اگر دوستی همonline باشد که چه بهتر ! بنشین بر لب جوی و گذر پول ببین ! فردا که قبض تلفن می آید ، همه به تو چپ چپ نگاه می کنند : این تویی که سنگ این وسیله ي بی ادبی را به سینه می زنی ... حالا بیا و پولش را بپرداز ! بعد چند روز تحریم می شوی ؛ تو و اینترنتت ! البته همین اسباب بی ادبی را عشق است ، چون من خیلی از بهترین رفقایم را تنها با همین لامذهب (!) پیدا می کنم ... پس مودم پول حرام کن را عشق تر است !!!
*
دیشب کتابی رسید به نام « 1984 » از جورج اورول ... واقعا همین 50 صفحه ای هم که از آن خوانده ام ، به قول برادران غیور الوات کفمان را بریده ! قبلا کتاب مشهور دیگرش را خوانده بودم : « قلعه ي حیوانات » و یادم هست که معرفیش هم کرده بودم در همین خراب شده .
1984 ، درباره ي انحراف انقلاب ها از اهداف اولیه ي خود است ؛ در سرزمین اقیانوسیا ، « برادر ارشد [ همه جا ] تو را می پاید » ! پلیس افکار مراقب است که مبادا از مبانی ارزشمند انقلابیت لحظه ای صرف نظر کنی ... همه چیز در راستای حفظ انقلاب و حالت انقلابی است ؛ کسی حق ندارد دشمن بی همه چیز را لحظه ای از یاد ببرد یا نفرتش را در مراسم رسمی از او اعلام نکند ! ... همه چیز همین است : کار کنید ، در حد انقلابی از زندگی لذت ببرید و انقلابی کپه ي مرگتان را بگذارید ! ... .
دیگر هیچ نمی گویم ، چون هنوز باید بخوانمش ... فقط نمی دانم چرا دایما حس می کنم جورج اورولی که حوالی سال 1940 این پیش بینی را کرد و کتابش پرفروش شد ، چطور این قدر ایران پرگهر کنونی را هم خوب توصیف کرده ؟!
*
خاطرات شعبان جعفری را که حضرت هما سرشار با بدبختی گردآوری کرده بود ، دوستان صددرصد مسلمان و پست مدرن ایران در 5 انتشاراتی ، به صورتی کاملا انقلابی افست و چاپ فرمودند و آن بینوا هم هرچه دوید دستش به جایی بند نشد ... بگذریم ؛ عجب خر زرنگی بوده این برادرمان (!) و عجب گرگ های زرنگتری بوده اند ، آن ها که از او استفاده کرده اند ! طرف سر یک دعوای در حالت مستی ، سیاسی شده و یکهو می رسد به کودتای 28 مرداد – حتما بخش « چگونه سیاسی شدم »ش را بخوانید ؛ من از دوست عزیزی که کتاب را برایم آورد ، خیلی ممنون شدم ، چون واقعا یک دنیا ایده ي طنز نوشتن به من داد ! - ... هرچند شک ندارم که خیلی از حرف ها را نزده ، اما به هرحال هنوز هم باورم بر این استوار ماند که تاریخ بهترین معلم است و باتجربه ترین ؛ بخوانید و بفهمید که فلان حضرتی که این حضرات بدجوری سنگ مبارزاتش (!) را به سینه و چند جای دیگرشان می زنند ، چطور به دست و پا افتاده که : « اگر شاه برود ، عمامه ي ما هم رفته » ! و البته ببینید اشتباهاتی را که دکتر مصدق در استفاده از شور و هیجان احتمالا انقلابی – چه کرد با ما این جورج اورول !- مردم ، که همه ي آن مبارزات بزرگ و محترمش با همین شعبان بی مخ ها دود شد و دود شد و ... .
*
هفته نامه ي تماشاگرنمایان جدید را بخوانید ... که آشپزهایش به زودی قرار است آش جدیدی به نام 7سنگ بپزند که فقط برای خودشان چندین وجب روغن داشته !
*
خدا کند این آهنگ را بتوانید بشنوید !!!
لینک