سلام .
==========================================================================

زهر مار !
برو ... برو ... از جلوي چشمم دور شو ... نخند ! مي‌گويم نخند با آن رديف دندان‌هاي سفيد عجيبت ... برو ... برو تا نيامده‌ام خودم از جلوي چشمم برانمت ... برو تا فرياد نکشيده‌‌ام که آهاي دزد ... برو ... برو ... يک‌بار همه‌ي سرمايه‌ام را بردي ، هيچ نگفتم ... يادت نيست ؟! ... خيلي پررويي ! خيلي هم زبان‌درازي ! ... برو ... مي‌گويم برو ! ... حيا که نمي‌کني ؛ دزدي هم که مي‌کني روز روشن ... برو ... برو ، من ديگر چيزي براي سرگرمي‌ خودم هم ندارم ، تو کجاي اين جهاني ؟! ... هه ! ... برو ! ... با آن چشم‌هايت ! ... من که مي‌دانم تو با اين يک جفت گلوله‌ي آتش آبي‌رنگ چه وقاحت‌ها که نکرده‌اي ... برو ... برو تا رسوايت نکرده‌ام ... برو ... اصلا تو خودت رسوايي ، مرا هم که بي‌حيثيت کردي ... برو ... نفهميدم ... به خدا نفهميدم که آن چشم‌هايت چه بلايي بر سرم آوردند ... برو ... من‌ نمي‌دانم چه بود در آن دو کوره‌ي داغ که زد و همه‌ي هستي و حيثيت ما را سوزاند ؟! ... برو ... ترم اول که ديدمت ، خودت را چنان قديسه جلوه‌ دادي که کور شدم ... برو ... حالا که مي‌دانم چه کاره‌اي ، ابليس شماره‌ي دو ! ... برو ، برو تا داد نزده‌ام که اين‌جا يک جنايت‌کار ايستاده ... برو ... آن‌قدر فريبنده مي‌خندي که هنوز هم اگر جاي جاي زخم‌هايت در دلم نمي‌سوختند ، باز گولت را مي‌خوردم ... برو ... برو با آن چشم‌هاي مصيبت‌بارت ... برو ... اين ترم مي‌خواهي با من چه کني ، هان ؟! ... اين بار مي خواهي جاي دلم چه چيزي را ببري ، هان ؟! ... برو ... برو تا نيامده‌ام به پايت بيفتم ... برو ... برو مي‌گويم ... .
*
تو را به خدا ! يک ترم مشروط شده‌ام ... برو ... در آستانه‌ي اخراجم ... مي‌فهمي ؟! ... برو ... برو ... خواهش مي‌کنم برو ... لطف مي‌کني بروي فعلا ؟
من دارم سعي مي‌کنم که اين ترم را اصلا عاشق نشوم ؛ بيست واحد دارم ... برو ... برو ! ... .
لینک