سلام .
*
الان ساعت حدود ۱۰:۳۰ يک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۱ است و گناه پرشين‌بلاگ از گردن ما ساقط شود ، الهی !
*
نشريه‌ی دانشجويی ترب ، از آذر ۱۳۸۰ در دانشگاه تهران منتشر شده ؛ سردبيرش {...} - بماند ! - و مدير مسوولش ، دوست و برادر گلم امير اسماعيلی است ؛ ترب ، ۴ صفحه دارد و يک صفحه‌ي کاهی - که به قول استاد عمران صلاحی ، از سر و تهش زده بيرون ! ... اما همين يک برگه‌ی آ۳ پشت و رو ، تمام خاطرات و آموخته‌های اساسی اخيرم از دنيای طنز را در بر می‌گيرد ؛ پيشنهادهای يکی-دو فيلم‌نامه برای صدا و سيما که به خاطر نداشتن لياقت و سعادت (!) ردشان کرديم ، آشنايی با استادان طنز که تا پيش از آن ديدارشان برای خود من يک آرزو بود ، برگزيده شدن در يکی‌-دو جشنواره که تنها جايزه‌هاشان بدک نبود (!) ، و ... .
ترب تا به حال دو شماره و يک ويژه‌نامه منتشر کرده است ؛ حتما در نظر داشته باشيد که همان چهار صفحه و نیم هم زمان و هزينه‌ي کمی نمی‌برد ، هر چند در تنبلی ‌مان هم شک ندارم !
ترب موفقيتش را مديون شهاب « مينياکاتوريست » - مينياکاتور را خودم اختراع کرده‌ام : چيزی بين مينياتور و کاريکاتور ! - و اميرحسين - که صفحه‌بنديش می‌کند - هم هست ، و مرهون راهنمای‌ها و برادری‌های دوست از دوست عزیزترم سیدمجتبی حسینی؛ همين‌جا برايشان دل خوش می‌خواهم که بهترين نعمت خداست .
بس است هندوانه گذاشتن ! اين شما و اين يک متن از آن عشق مشترک کوچک دربه‌در ، که اگر بتوانم عکس‌های صفحاتش را به زودی در شبکه قرار خواهم داد - اگر کج‌سلیقگی کرده‌ام در گزینش متن ، کاش امیر ببخشاید ؛این متن از شماره‌‌ی ۲ در اسفند ۱۳۸۰ برای شما :
=====================================================================================

الو ؛ ترب ؟!

پيام‌گير ترب ، ۲۴ ساعته آماده‌ی شنيدن تعریف‌ها ، تملق‌ها و غیره‌ي شما خوانندگان عزیز می‌باشد .

- الو ، اون جا تربه ؟
- بله ، بفرمایید ... فقط بی‌زحمت حرفتون درباره‌ي سیاست نباشه .
- نه . اتفاقا یه مساله‌ی کاملا اجتماعیه ؛ پرونده‌ي آقای « شهرام ج » نشون داد که جامعه‌ی ما با يک نظام ايدئولوژيک به ...
- عذر می‌خوام ؛ صداتون اصلا نمی‌ياد .

*

- شما می‌دونين « جامعه‌ی چند صدايی » يعنی چی ؟
- بله ، البته تا حد مجازش ؛ يعنی جامعه‌ای که در اون ، هر کس هر صدايی که خواست بتونه از خود دربياره .
- اين تعريف ظاهرا علمی از کجا اومده ؟!
- به خاطر بعضي مسايل ، نمی‌شه همه‌چيز رو گفت ؛ فقط اينو بدونين که شما هم هر صداي مجازی که غير از {...} و {...} باشه ، می‌تونين از خودتون دربيارين .

*

- آقا من می‌خواستم درباره‌ی ازدواج جوانان نظر بدم ؛ واقعا طرح جالبيه که دانشجوها توی دانشگاه با هم عروسی کنن و خرجشون کمتر بشه .
- به عقيده‌ی شما چه جور صرفه‌جويی‌ای می‌شه ؟
- اين که هر دو می‌دونن که به خاطر بی‌پولی آرزوهای دور و درازشونو قيچی‌ کرده‌ان ... خود من تا حالا سه دفعه توی دانشگاهمون ازدواج کردم ، با خرج خيلی کم ؛ تازه خيلی هم حال داده ...

*

- آقا بی‌زحمت بياين و اين لوله‌ی آب کوچه‌ی ما رو درست کنين ؛ دوازده بار تا الان زنگ زده‌م ، کسی نيومده ...
- می‌بخشين ... چرا به سازمان آب زنگ نمی‌زنين ؟! اين‌جا دفتر نشريه‌س .
- مگه اون‌جا آب و فاضلاب نيست ؟! من ديدم اين‌بار گوشی رو ورداشتن ... .

*

- الو ؛ می‌خواستم بدونم موضع ترب درباره‌ی مساله‌ي مهم ظهور مجدد مارکسيست‌ها در جهان چيه ؟
- هان ؟!
- منظورم ظهور نئومارکسيست‌ها و بازنگری اون‌ها در مبانی ...
- ببخشيد ، اين‌جا همچين‌ کسی رو نداريم ؛ اشتباه گرفتين .

=====================================================================================

به من عاجز بی‌نوا کمک کنيد ؛ نظری ، تحسینی ، خدای ناکرده نقدی ... !
*
برای همه‌ی شما از خدا دل خوش مي‌خواهم ... همين !
لینک