نامردها نفرینمان کردند !   
سلام .
*
ای دو صد لعنت به آدم‌های بدقدم ؛ آمديم ديشب با اين بی‌نوا ، وبلاگمان را کلی خوشگل کرديم و عکسی از دوران جوانی و لينک رفقا و پاتوق‌های اينترنتی‌مان ... که زد و سيستم ملعون ، در آخرين دقايق کاخ آرزوهای مجازی‌مان را ويران کرد : هنگ کرد ، پدرسوخته . حالا دارم از ديشب به اين فکر می‌کنم که کدام‌يک از حضرات ، راضی نبوده ، نفرينش دامان اين ويرانه‌ی ما را گرفته ... نکنيد پدر من ! نکنيد !
*
عمرمان باقی بود و سعادت يافتيم ۷سنگ را ببينيم ؛ دار و دسته‌ی رفقا ، بالاخره از پيش‌شماره‌گی به شماره‌بودن ارتقای درجه يافته‌اند ! حميد بی‌نوا و مهدی در به در ، هفت بار مردند و زنده شدند تا حماسه آفریده شد ... خدا کند که این حاصل علاقه های مجازی ، با دلی خوش و مخاطبینی قرص (!) به جایی برسد .
مطالب سیامک و اشکان ، جدا جالب بودند ؛ وحيد اميری عزيز هم شعر زيبايی را دکلمه کرده که دکتر سالاروند زحمت آهنگ‌سازيش را قبول کرده‌اند ... عکس‌های تشييع جنازه‌ی فریدون مشيری و چند خوشنويسی دلنشين از استاد صادقی را هم نبايد از دست داد ... خلاصه ، اين دوهفته‌نامه‌ی برقی (!) ، سازندگان خوبی دارد ... تا چه قبول افتد ؛ لینک نمی‌دهم تا بروید و همه را ببینید !
يک ستون ثابت هم هست به نام « در محضر ملک‌الموت » ، در بخش سنگريزه ... نويسنده‌ی جوانش ، آتيه‌ی خوبی خواهد داشت ، اگر به جدول نزند !!!
*
در دانشگاه صنعتی اميرکبير ( پلی تکنيک تهران ) ، چهارشنبه‌ی پيش ، بلوايی به پا شد در اعتراض به حکم خنده‌دار اعدام آقاجری ... استاد‌ها و دانشجوهای زيادی کلاس‌ها را تحريم کردند و بعد هم در تريبون آزاد ۴ساعته‌ی انجمن اسلامی ، نااميد شديم ، خنديديم ، عصبانی شديم و ... فقط خدا کند که آدم مدافعان و مخالفانش ، ابله نباشند ، اگرنه هر دو طرف ، متحد می‌شوند و طرف را کله‌پا مي‌کنند در چاله‌ی حقيقتِ (؟!) ناشی از اعصاب‌های شديدا برافروخته‌شان !
دعای عجیبی است این زمزمه‌ی دکتر علی شریعتی ، که : خدایا ، عقیده‌ام را از عقده‌ام مصون بدار !


لینک