خبرهای بد و خوب   
سلام .
*
امروز ، خیر سر مبارک قصدمان درس خواندن – از نوع بکوب بکوب ! – بود ، تا همین حالا داریم دور خودمان می چرخیم ... حضرات 7سنگ هم که هنوز 2تاشان متن های ستون های شخصی را نفرستاده اند ؛ اکانتمان هم دارد ته می کشد ... دوست گرامی هم پیغام داده که تمتحان میان ترمش خوب نشده – خوب به حهنم که نشده ! بی خیال ، پدر من ! ... خلاصه ماییم و موج سودا ، صبح تا به شب (!) تنها ؛ خواهی مرا ببخشا ، خواهی برو ... حیا کن !!! { با تشکر از مرحوم مولانا ! )
ولی چند خبر خوش هم تازه دارد می رسد : یکی آن که آبجی زهرا مان پیدایش شد ؛ این چند روز مردیم از بس بدون خواننده ماندیم – الان اگر این ها را بخواند ، می گوید حیف آن همه وقت صرف شده .
دیگر آن که امروز با اشکان عزیز ساعت {...} – زرنگید ؟ بیایم بگویم چه ساعتی که هجوم بیاورید ، بترسد بی نوای کم حرف ؟! - در ترمینال جنوب قرار دارم که برویم میدان انقلاب ... گوشی دست رفقا باشد .
*
زیاده حوصلاه ای نیست !
لینک