عرعرهای خالصانه   

با احترام به « جورج اورول »

حیوانات که جمع شدند وسط جنگل ، خرس بالا رفت و سینه صاف کرد و پیش از آن که حرف‌های کوبنده‌ی آن روزش را شروع کند ، نگاهی به جمع کرد تا آمادگی‌شان را بسنجد ؛ حس کرد هنوز جمع مرغ و خروس‌ها آماده نیست - یا به هم می‌پرند ، یا حواس خروس‌ها بدجوری پرت مرغ‌هاست ... به جای آن که با سلام شروع کند ، با شعار شروع کرد : « چهارپا ! برخیز که جنگل را سوزاندند . »
چند دقیقه‌ی بعد ، حتی مرغ و خروس‌ها هم بال‌ها را گره کرده بودند و بلندبلند به هفت پشت « آدم‌های نکبت » بد و بی‌راه می‌گفتند ؛ الاغ ، کف به لب آورده و با چشمانی بیرون زده از حدقه ، چنان با حرارت فریاد می‌زد که بقیه را هم به هیجان می آورد ؛ زرافه‌ها حالا دیگر به تکان تکان افتاده بودند و هماهنگ با هم و صدای شعار ، گردن‌های درازشان را به چپ و راست می‌بردند ... کسی نمی‌فهمید که چرا کلاغ دارد هورا می‌کشد ، فقط هورا ... .
تجمع که تمام شد ، خرس این همه شور و هیجان انقلابی و مقدس را ستود ؛ به همه‌ی عزیزان غیوری که مانند یک حیوان واقعی واحد ، مشت‌های گره کرده‌ی خود را به طرف آدم‌های نکبت می‌فرستند ، به خاطر این همه شعور و عزت نفس تبریک گفت ؛ الاغ هنوز هم شعار انقلابی را عرعر می‌کرد ... خرس گفت برای او یک کف مرتب بزنند ، چون خالصانه و خیرخواهانه عرعر می‌کند ... صدای بولدوزری از چند متر آن طرف‌تر ، در میان میان آن همه شور و هلهله گم شد ... .

*

از فردا که آدم‌های نکبت آمدند ، تمام درخت‌های محوطه‌ی تجمع را بريدند ؛ جاده‌ی نکبتشان را از همان‌جا رد کردند و آن‌جا شد ميدان نکبتشان ؛ چند اتاقک هم ساختند که برای جمع‌شدن‌هاشان همه چيز در دسترس داشته باشند ... حيوان‌هاي زيادی آواره شدند ، حيوان‌های زيادی به شکلی کاملا انقلابی کشته شدند و حيوان‌های زيادی هم کاملا انقلابی ماندند و اهلی شدند .

چند روز بعد ، شهردار که جاده‌ی حالا اسفالت شده را افتتاح کرد ، اهالی دهکده را جمع کرد تا جشن بگيرند و به ثمر رسيدن تلاش‌های عاقلانه و خالصانه‌ی خود را ببينند .
جمع شدند ، خوردند و خوش گذراندند ؛ الاغ اهلی هم به خاطر يونجه‌های تازه‌ای که نصيبش شده بود ، عرعر می‌کرد و صاحبش هم از يافتن چنين حيوان کاری شادابی ، خوشحال بود ؛ کلاغ هم می‌آمد ، تکه‌های ته‌مانده‌ی غذا را می‌خورد و هورا می‌کشيد .
پالان شيکی را که از پوست خرس ساخته بودند ، انداختند روی الاغ عزيز ؛ الاغ قلقلکش می‌آمد و عرعر می‌کرد ... .
لینک