برو   
سلام .
*

آن نبودی که من می‌پنداشتم ؛ چه ساده بودم !
حيثيتم را گرو گذاشتی ،
دلم را به مسخره گرفتی ،
گفتی نابود شو تا رستگار شوی !
... نابود شدم ؛
رستگار نشدم !
رهایم کن .
برو تا فریاد رسوایی‌ات را به گوش زمین و زمان نرسانده‌ام ... برو !
خفت و خواری‌ عاشقانه‌ي خالصانه هم حدی دارد !
*
از این به بعد در رفاقت با تو بیشتر دقت خواهم کرد !
خوب ، امروز باید برای ابراز عشق چه غلطی بکنم ؟!
لینک