برای حسن جانم   
سلام حسن جان .
اميدوارم که حالت خوب باشد و دلت درد نگرفته باشد . راستي ، سرما که نخورده‌اي ، هان ؟! هرهرهر ... اگر خورده‌اي ، برو دکتر ، ترسو ، تا آمپول به آنجايت بزند و خوب بشوي . چون قرص به همه آن هيکل گنده‌ات نمي‌رسد .
اينجا هوا خيلي سرد است و دارد هي برف مي‌آيد . يادت هست که چقدر پارسال برف آمد ؟ با هم رفتيم توي زمين خالي کنار مغازه « جعفر سوپري » که آدم برفي درست کنيم . آنقدر داد و بيداد کرديم که جعفر سوپري آمد و با چوبش افتاد دنبالمان ، بعد به آقاجان‌هايمان فحش‌هاي بد داد ... بعد تو با سنگ زدي شيشه‌ي پلاستيکي تابلوي فيس و افاده‌اي‌ش را شکستي . يادت هست که آقاجان‌هايمان چقدر ما را کتک زدند و گفتند غلط کرديد ما را انداختيد توي خرج ؟
ديروز با آقاجانم رفتيم يک جايي که بهش مي‌گويند پيس اسکي . آنقدر روي کوه برف آمده بود که نگو ... کوه بالاي شهر را مي‌گويم ، ها ! نه اين کوه بي‌بي‌ شهربانو را ، ابله ! رفتيم ببينيم اسکي را چطور مي‌کنند . بعد رفتيم يارويي که چوب دراز اسکي مي‌داد کرايه ، به آقاجانم گفت مي‌شود {...}هزار تومان ... آقاجانم زير لب يک چيزهايي شبيه فحش داد . من بغض کردم ، آقاجانم برايم يک تيوپ کرايه کرد ، اين هوا . تيوپش خيلي نو بود ، مثل تيوپ تريلي باباي تقي درازه ... خلاصه آقاجانم من را از بالاي بلندي هل داد پايين ، توي راه خوردم به يکي از اين آدم‌بزرگ‌ها که از آن چوب درازها داشت ، به من گفت هوي يابو ! آقاجانم آمد بزند زير گوشش ، باباي آن يارو آمد ، آقاجانم عذرخواهي کرد .
خلاصه خيلي خوش گذشت ؛ اين بار که آمدي ، با هم مي‌رويم همان تيوپ نو را کرايه مي‌کنيم - آقاجانم مي‌گفت اين چوب درازها خطرناکند ، اگر آدم کرايه‌شان کند ، مي‌خورد زمين ، چشمهاش کور مي‌شود .
تا برف امسال آب نشده ، بيا ... قربانت برم : دوستت دارم . امضا : سيا
لینک