کسي بلد است دعا کند ؟   
سلام .
*
عجب دربه‌دري بي‌ سر و تهي دارد اين ايام جگرسوز امتحان ! نامرد مي‌آيد و آتش مي‌زند ، نه مي‌تواني به حساب نياوري‌اش ، نه حوصله‌ي حلواحلوا کردنش را داري ... بعد ، تو مي‌ماني و يک مشت ديوار فتح‌ نشده (!) ، که بدجوري بيخ ريشت مي‌مانند و بلد نيستي از‌ آن‌ها بگذري ... . بايد فکري کرد ؛ امروز بشريت نيازمند يک انقلاب فکري است ! ما داريم درد مي‌کشيم ؛ ما دردمند شده‌ايم ، گويا ... ( به گمانم ، وقت آن شده که تئوري انقلابم را ارايه کنم ؛ حيف که هنوز نمي‌دانم آدم‌هاي انقلابي دردمند ، معمولا اول کجايشان درد مي‌گيرد ، که انقلاب مي‌کنند ؟! )
*
وبلاگ‌ها و سايت‌هاي جديد دارند سبز مي‌شوند ؛ سايت دانشجويان ايران ، که به گمان من ، هنوز تبليغاتي نکرده و بايد فکري به حال خويش کند ، لطف کرده و به وبلاگ درب و داغان ما هم لينک‌ داده ... خداوند متعال خودش رحم کند ؛ در اين مملکتي که « دانشجو » براي بعضي‌ها فحش است ، اين‌ها تازه دانشجو بودنشان را علم کرده‌اند ! اما ، فارغ از دغدغه‌هاي جدي و شوخي ، ممنون رفقاي گل و گلابم هستم و آرزومند بقاي منطقي‌ و مفيدشان در اين آشفته‌بازار فعلا مبارک مجازي .
احسان عزيز هم وبلاگ شخصي‌اش را به راه انداخته ؛ دوست هم‌سن و سالي که من درس‌هاي زندگي و تکه‌هاي طنز نابي را از او فرا گرفته‌ام ... احسان ، مدت زيادي است در « بچه‌ها گل‌آقا » از اعضاي تحريريه است و نشريه‌ي حرفه‌اي « آينده‌سازان » را نيز صفحه‌آرايي مي‌کند - و گاهي هم پر مي‌کند !!!
*
کسي بلد است دعا کند ، يا لااقل به مادرش بسپارد که براي من دعا کند ؟ اوضاع درسي گلوي مبارک را مي‌آزارد ... کسي بلد است دعا کند ؟!

لینک