هوو   
سلام . هفت‌سنگ پنجم هم رسید ؛ مطلب من هم !
===================================================================================

صد در صد همين‌طور بوده ؛ هر که هر چه به عرضتان رسانده ، يا آروغ‌هاي مغرضانه بوده ، يا توهمات احمقانه ... بله ؟! نه‌خير ! من هنوز هم عاشق شما هستم ؛ منتهي مختصري جلوه‌ي اين عشق تفاوت کرده . البته اين از باب احتياط است ... اگر نه من و شما را چه التفاتي است مگر به جماعت اراذل ، عزيز ؟! احتياطا بايد به عرض برسانم که از روز اولي که آن بزغاله‌ي مدعي روشنفکري را ديدم که دور و بر حضرت‌عالي مي‌پلکد ، مي‌دانستم آويزان شماست ؛ هي آمد به زبانم که بگويم اين مردک ، قصد و غرضش چيز ديگري است ... باز گفتم مرا چه به اتهام به ديگران ... ولي من از همان ابتدا مي‌دانستم اين کره‌بز - ببخشيد ! من عصباني که مي‌شوم ، غيرتي که مي‌شوم ، بي‌ادب مي‌شوم - بله ، اين کره‌بز قصد و غرض و مرضش چيز ديگري بود؛ بر خلاف من که سيرت شما ، رفتار محترمانه و باوقارتان عاشقم کرده و شيداي خنده‌هاي مليح و متينتان شده‌ام ، اين نکبت حداقل چشم به اموال حضرت ابوي‌تان دارد . با گوش‌هاي خودم شنيده‌ام که مي‌گفت فلاني - يعني سرکار عليه - با او توي راهرو چند بار خنديده‌ايد ... من مي‌دانستم شان شما بالاتر از اين رفتارهاي لمپن و سبک‌سرانه است ، ولي چه کنم که اگر حيثيت شما وسط نبود ، دندان‌هاي رذلش را مي‌ريختم کف زمين ... بله ! احسنت ! همين ذکاوتتان ما را بي‌چاره کرده ! اين مردک شياد ، هر چه ادعا مي‌کند ، از سر تفکرات پست و متحجرانه‌اش است ؛ همين‌ها با حکومت دستشان توي يک کاسه است ؛ نان دولت که بهشان مزه مي‌کند ، هر لگدي را چموشانه به هر طرفي پرتاب مي‌کنند ... بله ! همين مردک چارلز غلامحسين بي‌همه‌چيز ، هر چه توي مجله‌شان مي‌نوشت ، همه براي اغفال شما بود ، اگر نه اين بي‌سواد را چه به مطالب تئوريک بودار سياسي ... .
*
آخيش ! يک رقيب عشقي ديگر را له کردم ؛ ولي اين يکي بد هوويي بود ، پدرسوخته .

لینک