مرده‌شور ببردش   
سلام ... هفت‌سنگ ششم و متن من آمده‌اند .
*
*
*************************************************************************************

الهي مرده‌شور ببردش ؛ ايکبيري ، انگار همين الان خودش سنگ لحدشو برداشته و تشريف آورده اين دنيا ... با اون چشماي سبزش که عين وزغ مي‌مونه ، هي نيگا مي‌کنه و دستور صادر مي‌کنه .
ما از روز اول هم تيکه‌ي هم نبوديم . هي به بابام گفتم اينو ، ولي اون لج کرد ، گفت يا اين يا هيچ خر ديگه‌اي ... منم از ترس آبروم شوور کردم ؛ که فردا نيان بگن دختره لابد عيب و علتي داشته که ترشيده مونده ؛ من همين الانشم مدعي‌ام که زن نبايست جووني‌شو با شوور کردن حروم کنه ؛ طرف اصلا نمي‌دونست فمينيسمو با چه کافي مي‌نويسن ، هي مي‌فرمود من ال مي‌کنم و بل مي‌کنم ، من معتقدم زن و مرد با هم حقوق کاملا مساوي دارن ، حتي گاهي خانوما لطيف‌تر و پاک‌تر از آقايون هستن ... خرم کرد ، مرتيکه‌ي متحجر . دو روز از برگشتنمون از ماه‌عسل نگذشته بود که ديگه ظرف نشست که نشست . خاک‌ بر سر مردسالار بي‌آبرو ، جلوي نرگس اقدس خانوم‌اينا و اون خارشوور چلغوزش ، منو کرد سکه‌ي يه پول ؛ هر چي گفتم پاشو دو تا چايي بريز بيار ، شونه‌هاشو واسه‌م بالا انداخت . سنتي ديوونه ، فکر کرده منم عين ننه‌شم که وقتي آقاش پس افتاد ، ديگه شوور نکرد ... تا اين تفکرات پست و قديمي هست ، تا ما زنها خودمون خودمونو کوچيک مي‌کنيم ، وضع همينه و ما ذليل و عبيد اين مرداي گردن‌کلفتيم ... مرتيکه‌ي لاغر جلمبر ، عرضه نداشت دوساعت تو هفته بره کلاس بدن‌سازي ، که لااقل آدم حالش از ريختش به هم نخوره ؛ همه‌ش سرما مي‌خورد و آب دماغش آويزون بود ... روز اول هم چشمام کور شد و کاپشن چرم گرونش خرم کرد که بله رو گفتم ؛ زبونت مي‌سوخت الهي ... الهي خودم خاک رو سرش بريزم تو قبر ، خدا کنه مثل سگ ولگرد تو خرابه‌ها سربه‌نيست شه ... خدا کنه خودم جون کندنشو ببينم ؛ اوا ناهيد جون ! چايي‌ت يخ کرد ، تو رو خدا بده ببرم عوضش کنم ... .
لینک