ناموس!

و غیره!

 

فرمانده رو کرد به سرباز حسين‌قلی، و گفت: سرباز!  تفنگت که گمش کردی، مثل ناموس توست؛ خوب ازش مراقبت کن!
بعد به سرباز کناری‌ش گفت: این چیه تو دستت؟
پا چسباند و بلند گفت: قربان! این ناموس حسین‌قلی‌یه که دست بنده‌ست.
*
دل آدم هم مثل ناموسش می‌ماند!
چقدر بی‌ناموسی زیاد شده!

/ 8 نظر / 13 بازدید
حميد

درست مثل بوقی که پارسال والن‌تاين امير بود و امسال با تو می‌پره! لامصب!

امیر

آييييييييييييييييييييييييييی گفتی ولنتاين...ياد مهدی افتادم... با بوی عطرت چه کنم...

مهدی

ما را قاطی مسائل ناموسی ننماييد لطفا .

sogoli

داداشی کم پيدايی !شنيدم با ولنتاينت می پری !

hamidreza

رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد؟؟؟؟؟؟؟

نجوا کاشانی

سلام ، ( ای هميشه آشنا ای همزبان / ای نگاهت با دل ما همزبان / سير کن يک لحظه ، در وبلاگ دوست / گفتگويی هست با حافظ ، بخوان ) به اميد ديدار

mina

مثل معادله هاييه که دليل و معلول هم هستن. بگذريم/چی بگم!اين روزا منو جايی نمی بينی؟هستی؟

aashenaa

معمولا آدم تو ارتباطات اجتماعی و حتی مثلا عشقی دلش را به کسی نمی دهد. اگر واقعا بدهد پس نمی گيرد يعنی دلش بخواهد هم نمی شود. پس در اصل بی ناموسی صورت نگرفته مگر اينکه بر خلافش ثابت شود .