بهشت سابق

بهشت برين در چشم‌های تو بود؛ عرضه نداشتی با سيل اشک نريزی‌شان پايين؟!

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shera

بهشت را پايين نريخته است که ..ابشار بهشتش راه را گم کرده و به زمين سرازير شده ....شايد زمينشان کمی اهل طراوت شود

ليلی

تقدّس اشک بيشتر از اين است که بهشت را پايين بريزد. بهشت را بايد جای ديگر جستجو کرد. جای ديگر از چشمان. درست همان نقطه ی ميانی که نمی دانی مرز جدايی رنگ ها کجاست.پايدار باشی.

مهدی

روايت : بهشت توی چشم خواهران است !

سیاوشون

سلام جلال جان! خوبی رفیق؟ راستش من از تو کوتاه‌نوشته‌های بهتری خوانده‌ام قبل‌تر. نمی‌دانم حالا که وبلاگت را کمتر جدی می‌گیری، ما هم باید توقع‌مان را پایین بیاوریم؟ / به قول سابق: شاد باشی بیشتر دوستت دارم.

Sara

اولا زادروز را دوست دارم... به نظرم که نه عزای سالهای رفته است و نه شادی پشت سر گذاشتن سالی.... روزی است متعلق به خود خود آدم... روزی که منتظری ... روزی که براي مادرت هر دعايی بکنی برآورده ميشود(ميگويند).... زادروزت مبارک با تاخير.